بحران و مديريت بحران
تاريخچه
قريب 5 قرن از ظاهر شدن واژه بحران (crisin )در زبان لاتين سپري شده است و طي دوقرن اخير واژه هاي (crisin)،(crise) در زبان انگليسي و فرانسه از ادبيات گسترده ايي برخوردار شده اند. در زبان فارسي در مورد ادبيات بحران و مديريت بحران در زمينه هاي اقتصادي و سياسي و به خصوص بحرانهاي بين المللي علي رغم اهميت روز افزون آن آثار، بسيار اندك ميباشد .
تعريف بحران
بحران از جنبه هاي گوناگون خود داراي تعاريف متعددي مي باشد كه ما در اينجا فقط به تعاريف مديريت بحران از نظر كارشناسان حوادث طبيعي ميپردازيم .
· "واينر" و "كان" در يك نگرش جامع و همه جانبه براي بحران تعاريف زير را بيان كرده اند
- نقطه چرخشي در رويدادها و كنشها و پيامدهاي غير منتظرهاي كه به دنبال مي آورد
- شرايطي كه واكنش سريع شركت كنندگان را مي طلبد
- كاهش كنترل بر رويدادها ي ايجاد شده
· بحران در نظر دكتر" حسيني جناب" اينطور بيان شده است :
- بحران عبارتست از هر حادثه يا وضعيتي كه حالتي فوق العاده است و در هر كشوري كه روي دهد آن كشور را از حالت تعادل خارج ميكند.
پس به طور كلي بحران به تغيير ناگهاني ، شديد تر از حالت عادي ، غافلگير كننده و تهديد آميز اطلاق مي شود كه همواره يا به طور طبيعي ويا به وسيله بشر به وجود مي آيد وسختيهايي رابه جامعه انساني تحميل مي كند ، كه براي بر طرف كردن آن نياز به اقدامات اضطراري ، اساسي و فوق العاده مي باشد.
تعريف مديريت بحران :
مديريت بحران علمي است كاربردي كه به وسيله مشاهده سيستماتيك بحرانها و تجزيه و تحليل آنها در جستجوي يافتن ابزاري است كه به وسيله آن بتوان از بروز بحران ها پيشگيري نمود ويا در صورت بروز آن در خصوص كاهش آثار آن ، آمادگي لازم و امداد رساني سريع و بهبود ي اوضاع اقدام نمود .
در طرحي كه از طرف سازمان ملل متحد ودفتر امور حوادث غير مترقبه در باره مديريت بحران ارائه شده است مديريت بحران رابه چهار ركن اساسي تقسيم نموده است كه عبارتند از كاهش خسارت ،آمادگي ، واكنش اضطراري و بازسازي.
مديريت بحران، فرايند عملكرد برنامه ريزي مقامات دولتي و دستگاههاي اجرايي را تا بهبود اوضاع و رسيدن به سطح عادي مشخص مي كند .سيستم جامع مديريت بحران مخاطرات بالقوه و منابع موجود را ارزيابي كرده و طوري برنامه ريزي ميكند كه منابع موجود با مخاطرات موازنه داشته باشند و بتواند با استفاده از منابع موجود بحران را كنترل كند .
به طور كلي وظيفه مديريت بحران كنترل بحران در زمان بسيار كوتاه با استفاده از بهترين اصول ها و روشها مي باشد ، و به طو خلاصه مي توان گفت رابطه بحران با مديريت بحران عبارتست از بهينه سازي شرايط براي مقابله با بحران و به حداقل رساندن خسارات ناشي ازبحران مي باشد .
لزوم سياست گذاري و برنامه ريزي كلان در مديريت بحران :
سياست گذاري و برنامه ريزي كلان در مديريت بحران از اهميت و جايگاه ويژه ايي براي مقابله با بحران و تهديد ها ي ناشي از آن در كشور هاي مختلف برخوردار مي باشد ، چرا كه با در نظر گرفتن چنين سياست واضح و روشني است كه كشور ها و مسئولان ذيصلاح در مديريت بحران قادر به انجام اقدامات و عمليات لازم و ضروري خواهند بود .
بديهي است كه در صورت عدم وجود سياستگذاري و برنامه ريزي مشخص در اين زمينه ، ترتيبات و اقدامات لازم براي مقابله با بحران ، با مشكلاتي روبرو خواهد گرديد. يك سياست گذاري ملي – اجرايي واضح وروشن مي بايد حاوي مطالب زير باشد
- مشخص كننده نقش اساسي رهبري دولت در كليه امور مربوط به بحران
- نشان دهنده جايگاهي براي قانون گذاري دستور العملهاي مربوط
- مشخص كننده يك ساختار سازماني مطلوب و كارا .و همچنين تقسيم كار اصولي
- مشخص كننده جهت گيري خاص به منظور تخصيص و كاربرد بهينه منابع موجود براي مقابله با خطر بحران
- شناخت كامل عوامل بحران
- شناخت كامل اثرات ناشي از بحران
- شناخت تشكيلات مناسب سازماني كه بايد آماده پاسخگويي سريع و بهبود اوضاع در مواقع بروز بحران باشد
- تعريف رابطه بين سياست ملي مديريت بحران با سياست هاي در نظر گرفته شده در بخشهاي ديگر (بالاخص بخش توسعه ملي و حفاظت از محيط زيست) .
چرخه مديريت بحران :
چرخه مديريت بحران، عناصر اساسي سياست گذاري و برنامه ريزي مديريت بحران را تشكيل داده بخشهاي مختلف آن شامل پيشگيري ، كاهش اثرات ،آلودگي ،پاسخگويي و امدادرساني و بهبود و توسعه مي باشد.
هريك از بخشهاي چرخه مديريت بحران ، بايدبه طور كامل مورد بررسي قرار گرفته و با توجه به اولويت بندي مورد نظر دولتها ، در سياستگذاري ملي مد نظر قرار گيرد .
پيشگيري از بحران:
كليه اقداماتي كه موجب پيشگيري از وقوع بحران ها و همچنين باعث جلوگيري از اثرات مخرب آن بر جامعه شود، در اين بخش مورد بررسي قرار مي گيرد.
به عنوان مثال مي توان به بالا بردن كيفيت طراحي و اجراي ساختمانها و مقاوم سازي بناها و تاسيسات زير بنايي اشاره كرد ، كه با برنامه ريزي دقيق و نظارت بر ساخت و سازها، مقاومت و كيفيت ساختمانها را بالا برد.
كاهش اثرات مخرب بحران :
كليه عمليات و امكاناتي كه تحت يك برنامه منسجم و جامع براي كاهش اثرات بحران در يك كشور و يا براي منطقه خاصي انجام مي گيرد را مي توان به عنوان كاهش اثرات بحران نام برد . به عنوان مثال مي توان بر اقدامات از پيش اگاهي دهنده و تهيه و كاربرد آيين نامه ها و دستور العمل هاي ساختماني اشاره نمود.
آمادگي:
شامل كليه عمليات و اقداماتي است كه دولت ها ، جوامع و همچنين افراد را قادر بر انجام عكس العمل سريع و كارا در مواقع بروز بحران مي نمايد . اقدامات آماده سازي در كل ، شامل تهيه يك برنامه ضد بحران ، برآورد دقيق منابع و همچنين آموزش كاركنان مي باشد .
امداد رساني :
فعاليتهاي مربوط به امداد رساني معمولًا كليه عمليات و اقداماتي است كه قبل و بعد از وقوع بحران را شامل شود، اين عمليات و اقدامات كلاً در جهت حفاظت از جان مردم ، تاسيسات و داراييهاي موجود صورت مي گيرد .
بهبودي :
اين بخش از چرخه مديريت بحران شامل كليه عمليات و اقداماتي است كه به منظور عادي سازي شرايط و اوضاع و احوال يك كشور ، يا بخشي از كشور بعد از وقوع بحران صورت مي پذيرد . مرحله عادي سازي در برخي موارد ممكن است بين 5 تا 10 سال به طول انجامد ، مرحله بهبودي و عادي سازي اوضاع ،معمولاً توام با بهسازي و بازسازي نيز مي باشد.
توسعه عمراني :
فرايند توسعه عمراني و مدرنيزه شدن جوامع با بحران آنها رابطهاي مستقيم دارد ، چرا كه بحران به عنوان عامل اصلي تهديد كننده برنامه هاي تو سعه عمراني كشورها ، همواره تاثير بازدارنده اي بر روند توسعه پايدار كشورها داشته و بخشي از منابع و امكانات كشورها را از مسير تخصيص به برنامه هاي توسعه باز مي دارد .
بررسي بخشهاي مختلف چرخه مديريت بحران نشانگر آن است كه در انتخاب گزينه هاي سهگانهي آمادگي ، امداد رساني ، بهبودي و عادي سازي هيچ گونه حق انتخابي براي كشورها موجود نمي باشد. در واقع در سياست گذاري ملي اولويت هاي 1 تا 3 به ترتيب به امور آماده سازي، امدادرساني، بهبودي و عادي سازي شرايط داده شده و اولويت هاي 4 تا 6 به ترتيب به گزينه هاي توسعه عمراني ، كاهش اثرات و پيشگيري منظور گرديده است .